السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
249
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
شايع . شريك خداوند كه در ذهن تصور شده ، به حمل اوّلى شريك خداوند است اما به حمل شايع ، كيفيتى نفسانى است كه ممكن و مخلوق خداوند مىباشد ، و همينطور نسبت به ساير موارد ذكر شده . اشكال چهارمى كه بر نظريهء وجود ذهنى وارد شده اين است كه اين نظريه مستلزم ثبوت محالات ذاتى است ، و هر نظريهاى كه چنين لازمهاى داشته باشد مسلما باطل است . توضيح اينكه : بنابر عقيدهء حكما ، به هنگام تصور شىء ، حقيقت و ماهيت آن شىء در ذهن موجود و ثابت مىشود . از طرفى ، ما امورى چون شريك خداوند و اجتماع دو نقيض را - كه تحقق و ثبوتشان ذاتا محال و ناممكن است - تصور مىكنيم ، به دليل آنكه اين امور را موضوع قضيه قرار داده و بر آنها حكم مىكنيم - مثل آنكه مىگوييم : اجتماع نقيضين غير از اجتماع ضدين است - و چنانكه مىدانيم ، قضيه بدون تصور طرفين آن در ذهن تشكيل نمىشود و حكم كردن بر چيزى فرع تصور آن چيز است . در نتيجه ، نظريهء حكما مستلزم ثبوت امورى است كه ثبوت آنها ذاتا محال مىباشد . پاسخ اشكال چهارم آنچه ثبوت و تحققش محال است مصداق اجتماع نقيضين و مصداق شريك خداوند است نه مفهوم آن . به ديگر سخن ، آنچه به حمل شايع اجتماع نقيضين است و يا به حمل شايع شريك خداوند است ثبوت و تحققش ناممكن مىباشد ، نه چيزى كه به حمل اوّلى اين امور است . از سوى ديگر ، آنچه به ذهن مىآيد مفهوم اجتماع نقيضين و يا مفهوم شريك خداوند است - يعنى اجتماع نقيضين به حمل اوّلى و شريك خداوند به حمل اوّلى - نه مصداق آنها . حكيمان هرگز مدعى نشدهاند كه مصاديق اين امور در ذهن تحقق مىيابند ، بلكه تصريح دارند آنچه به ذهن مىآيد به حمل شايع فقط علم است - علم به اجتماع نقيضين و علم به شريك خداوند و مانند آن - و اين علم ، يك عرض است كه از مقولهء كيف مىباشد .